مرتضى راوندى

208

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و تكامل روحى است كه دين مسيحيت بيرون آمده است . شمارهء پيامبران بطور كلى آسياى جنوبى غربى زادگاه پيغمبران است . در اين مقال بيمناسبت نيست سطرى چند در عدد انبيا از كتاب روضة الصفا نقل كنيم : در كميت پيغمبران اختلاف كرده‌اند و اكثر ارباب تاريخ گفته‌اند كه از وقت آدم تا زمان خاتم ، 124 هزار پيغمبر مبعوث شده‌اند و « ابن حنان » در صحيح خود بدين قول اشاره كرده و جمعى را عقيده آن است كه عدد ايشان از هشتهزار تجاوز نكرد . و ابو العلاى موصلى در جامع خود موافق اين قول روايت مىكند كه حضرت رسالت پناه ( ص ) چنين فرموده كه : باريتعالى مرا كه محمدم بر اثر هشتهزار پيغمبر مبعوث گردانيد و اين هشتهزار پيغمبر چهار هزار به هدايت و ارشاد بنى اسرائيل مأمور بودند و چهار هزار ديگر به امم مختلفه و فرق متباينه . . . فرقهء اولى گويند كه ازجمله 124 هزار ، سيصد و سيزده‌نفر مرسلند و باقى غير مرسل ؛ و مرسل آن است كه وحى الهى بر وى بتوسط جبرئيل ( ع ) نازل شد ، اعم از آنكه صاحب صحيفه و كتاب باشد يا نى ؛ و نبى غير مرسل آن است كه بنابر الهام به مجرد مقام به دعوت قومى مأمور شده باشد و مرتبهء پيغمبران منحصر در چهار قسم است : نبوت و رسالت و اولوالعزم و خاتميت . . . « 57 » خيرخواهان قوم گودالى كه ميان توانگران و بيچيزان پيدا شده بود سبب گرديد كه عده‌اى مانند « عاموس » و « اشعيا » زبان به نكوهش ثروتمندان بگشايند . از دورهء سليمان به بعد تجمل و شكوه دربار پيوسته رو به افزايش بود ، ثروتهاى شخصى زياد مىشد ، كلبه‌ها و محله‌هاى كثيف نيز در كنار آنها به وجود مىآمد ، بهره‌كشى از مردم و ربا - خوارى رسم متعارفى بود كه ميان زمينداران ، بازرگانان و رباخوارانى كه اطراف معبد را احاطه كرده بودند ، جريان داشت . همين وضع آشفته و انحطاط اقتصادى و سياسى و مذهبى سبب گرديد كه عده‌اى از زهاد قوم بنى اسرائيل كه به صورت خرده‌گيران و نقادان زمان خود درآمده بودند ، زمامدار سياست كوچه و بازار شوند و مردم ثروتمند را از عواقب كار خود بترسانند . غير از اين جماعت نيك‌انديش و خيرخواه جمعى شياد و هوسباز نيز به نام غيبگويى سعى در فريب مردم داشتند . عاموس خود را پيامبر نمىدانست ، او چوپان ساده‌اى بود كه از وضع غيرطبيعى زمان خود و اختلاف فراوانى كه در زندگى مردم وجود داشت به وحشت افتاد و زبان خود را چون تازيانه‌اى بر پيكر ثروتمندانى كه از رنج بينوايان متأثر نمىشدند ، مسلط ساخت . وى گفت : بنابراين چونكه مسكينان را پايمال كرديد و هداياى گندم را از ايشان گرفتيد خانه‌ها را از سنگهاى تراشيده بنا خواهيد نمود ، اما در آنها ساكن نخواهيد شد و تاكستانهاى دلپسند غرس خواهيد نمود ولى شراب آنها را نخواهيد نوشيد . واى بر شما كه بر تختهاى عاج مىخوابيد ، در بسترها دراز مىكشيد و آلات

--> ( 57 ) . روضة الصفا ، پيشين ، ج 1 ، ص 491 .